تجربه های مهاجرتی یک سئوکار

با توجه به بحران فعلی ایران چه کنیم؟!

پادکست شماره 2

این روزها خبرهای خوبی از داخل کشور عزیزمون دریافت نمی کنیم. بحران سیاسی، بحران اقتصادی، بحران اجتماعی،  بحران فرهنگی و بحران هایی که داره ریشه های ما را تحت الشعاع قرار میده. دنبال شعار دادن و درس اخلاق و … نیستم اما خوب باید بپذیریم که ما ایرانی ها همگی فرهنگی تهاجمی پیدا کردیم. من اوایل که مهاجرت کرده بودم این حالت تهاجمی را در فرزندان خودم بسیار زیاد می دیدم. حالت جنگ طلبی و مبارزه برای اثبات خودشون اما کم کم فرهنگ غالب شد و یاد گرفتند که بجای جنگ طلبی می شه با آرامش به خواسته هاشون برسند.

پادکست 02 - ایران  

از این حرفها بگذریم. الان من بعنوان یک مادر یا پدر باید چیکار کنم؟ من بعنوان یک جوان دانشجو چه کنم؟ من بعنوان یک فارغ التحصیل بیکار چه کنم؟ من بعنوان بک محصل با چه انگیزه و تلاشی درس بخونم؟  من بعنوان فردی که شرکت دارم و یا تولید کننده هستم اما دیگه از اینهمه فشار روانی و اقتصاد بیمار و مطالبات و … بریدم چه کنم؟ گذشته که گذشت… حال که در استرس داره سپری می شه و آینده ای که بسیار نامعلومه. کلی سوال این روزها توی ذهنم داره موج میزنه . آیا ایران ساخته میشه و می تونه مامن امنی برای آینده باشه؟ آیا من باید بار سفر ببندم و مهاجرت کنم؟ آیا باید بشینم و دست روی دست بزارم مثل گذشته و ببینم موج های زندگی من را به کدام سمت میبره؟ آیا باید تو همین شرایط هم لذت ببرم و کلا از جامعه خودم را دور کنم؟ و هزاران سوال دیگه که شب و روز دارم باهاشون کلنجار می رم.

ما بعنوان یک انسان، تنها یک بار حق زندگی داریم و می تونیم از زندگیمون لذت ببریم یا زندگی سرشار از استرس و غم و اندوه داشته باشیم. مطمین باشید همه ماها مشکلات خودمون را داریم و هر روز داریم با مشکلاتمون زندگی می کنیم اما شاد بودن و لذت از زندگی حال را باید یاد بگیریم که البته محیط زندگی، شهر و کشور محل اقامت در کیفیت این شادی و آرامش تاثیر بسزایی داره.

اگر بخوام در مورد اینکه الان اگر جای شما در ایران بودم، چه می کردم صادقانه نظرم را  بگم ، میام دسته بندی می کنم تصمیم گیری هام را البته من در همه شرایط از ایران مهاجرت می کردم اما به کجا و با چه شرایطی متفاوت عمل می کردم که در ادامه خودم را جای افراد مختلف میزارم و نظرم را می گم.

  • پدری و مادری هستیم کارمند صاحب دو فرزند که در شرایط بحران قرار داریم. فرزندانمون محصل و درگیر تحصیل هستند و یک زندگی نرمال در درون خانه و بحران اقتصادی را در محیط کار داریم. در این حالت در قدم اول بودجه موجود را بررسی و بر اساس بودجه یا برای تحصیل کالج فرزندانمون اقدام می کردیم ( که بزودی در این مورد پادکستی کامل ارائه می دهم). و اگر بودجه لازم برای تحصیل در کالج را نداریم، کشور مقصد را با کمک یک مشاور صادق انتخاب و فرزندانمون را به سمت یادگیری زبان آن کشور مقصد تا زمانی مشخص هدایت می کردیم و از هدف خودم فاصله نمی گرفتیم.
  • یک جوان دانشجو هستم و آینده شغلی نامناسبی را برای خودم می بینم. بهترین کاری که در این شرایط میشه کرد اینه که فعلا با تمام قوا درسم را بخونم و سعی کنم در همان رشته تحصیلیم یک قسمت را بصورت تخصصی یاد بگیرم. چون در دنیای بیرون از ایران، تنها چیزی که بدرد هر فرد برای درآمد زایی میخوره همون حرفه ای هست که بلده و گرنه پشت میز نشینی را همه دوست دارند. پس در این شرایط بجای رفیق بازی و چرخیدن توی شبکه های اجتماعی و … فقط می چسبم به یک تخصص خاص. البته اگر هم بتونم برای ادامه تحصیل اقدام کنم که عالیه. یک نکته را هم یادم رفت، در همین نقطه از زمان با یک مشاور صادق صحبت می کنم و کشور مقصدم را با توجه به شرایطم انتخاب و توی این مدتی که دارم درس و تخصص مورد نظرم را یاد می گیرم، زبان اون کشور مقصد را هم یاد می گیرم. (بزودی در مورد  دانشگاهها و ادامه تحصیل پادکست کامل ارائه می دهم)
  • یک فارغ التحصیل بیکار هستم که به هر دری زدم کار پیدا نکردم و در عین ناامیدی یک ماشین خریده بودم که یا اسنپ کار کنم و یا سرویس مدرسه باشم که فعلا اموراتم بگذره که با این وضعیت بنزین دیگه نمی دونم باید چیکار کنم. در این حالت یک قلم و کاغذ بر می دارم، توانمندیهام را روی کاغذ می نویسم و دقیقا با خودم مشخص می کنم که چند چندم. چقدر سرمایه دارم و چه توانمندی هایی. متاهل هستم یا مجرد و دقیقا شرایط فعلیم را روی کاغذ می نویسم. با یک مشاور مهاجرتی تماس می گیرم و با توجه به شرایطم ازش راهنمایی می خوام. قطعا اون می تونه بهم کمک کنه و بگه آیا مهاجرت بدردم میخوره یا نه و آیا با این تخصص می تونم جایی برم یا نه. چون خیلی ها قبل از تحقیق و دریافت مشاوره به امید کار راهی کشور دیگه ای میشند و متاسفانه همون اندوخته کمشون را هم از دست می دهند و ناامیدتر از قبل برمی گردند. پس مشورت و مشاوره با یک مشاور صادق را جدی بگیرید.
  • محصل هستم و با چه انگیزه ای درس بخونم. من بعنوان یک محصل فقط تمرکزم را میزارم روی شرایط فعلی اما نگاهم را از آینده بر نمی دارم. سعی می کنم یک زبان دومی مثل انگلیسی، آلمانی و اگر شرایط مالی مساعدی ندارم، ترکی استانبولی را یاد می گیرم چون می تونه سکوی پرواز و حرکت مناسبی برای آیندم باشه.
  • بعنوان یک فرد تولید کننده و دارای یک شرکت، سعی می کنم علم و تجربه ام را به کشورهایی که الان روی بحث صادرات و تولیدات داخلی بسیار قوی هستند منتقل کنم و شرکت و کارخانم و سرمایه ام را به جریان بندازم و یا سرم را از زیر برف مثل کبک خارج و کارم را با زدن شعبه هایی توی کشورهای دیگه گسترش بدم تا بتونم بحران و فشار را کم کنم و البته حاشیه امن برای خودم و خانوادم ایجاد کن. برای روال ثبت شرکت، ثبت کارخانه و برند، راه اندازی بیزینس و … و مشاوره سرمایه گذاری حتما باهام مشورت کنید. پیشنهادات و افراد مطمین خوبی سراغ دارم که می تونند در این زمینه بهتون کمک کنند (در این مورد هم بزودی پادکست داریم).

همه این توضیحات را دادم اما بعنوان یک فردی که الان در بیرون ایران زندگی می کنم، پیشنهاد ویژه تری دارم براتون، به نظرم با توجه به شرایط فعلی ایران، برای دریافت اقامت توریستی یک سال ترکیه برای خودتون و خانوادتون هر چه سریعتر اقدام کنید که اگر خدایی ناکرده تنها مرز خروج آسان و کم هزینه هم بسته شد، شما بتونید با اون کارت اقامت از کشور خارج بشید.

پیشنهاد آخرم یک حاشیه امنی هست که با هزینه بسیار کم برای شما ایجاد میشه. البته یادآوری میکنم که صرفا دریافت اقامت توریستی ترکیه، به این معنا نیست که مجبور می شید در ترکیه زندگی کنید بلکه  شما می تونید براحتی در ایران زندگی و ترکیه را بعنوان کشور دومتون داشته باشید.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این نوع اقامت و هزینه هاش، مشتاقانه منتظرم که عزیزان را راهنمایی کنم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا